مجموعه نرم افزار های هوشمند مدیریتی گیلاس آبی|حکایات مدیریتی

 
 

یکی از روش های موثر در ایجاد انگیزه، بینش و دیگر موارد در حوزه مدیریت، منابع انسانی و رفتار سازمانی و... مطالعه و یا نقل داستان های کوتاه یا به عبارتی حکایت های پند آموز می باشد.

بر این اساس گیلاس آبی با چنین نگرشی، به جمع آوری و ارسال این حکایت ها در جهت توانمند سازی مدیران و صاحبان کسب و کار پرداخته است.

اگر می خواهید بهترین نتیجه عاید شما شود؛ گیلاس آبی به شما پیشنهاد می کند در ابتدا به مطالعه حکایت پرداخته، در صورت صلاحدید کافی است بر روی آیکن پرینت در هر حکایت کلیک کرده و حکایت مورد نظر را چاپ و در اختیار افراد مورد نظر در کسب و کارتان قرار دهید تا به نتایج باور نکردنی آن پی ببرید.

جهت دریافت این حکایت ها در ایمیل خود لطفاً آدرس ایمیل خود را وارد نمائید و دکمه تأیید را بزنید.

توجه: ایمیل شما امانت در اختیار ماست و ما پایبند به امانت داری و رعایت ارزش های اخلاقی هستیم و هر زمان، تصور کردید نیازی به دریافت ایمیل های ما ندارید کافی است به ما اطلاع دهید.
 
 
 
آخرین حکایات
 
180در یک کوچه چهار خیاط بودند...
همیشه با هم بحث میکردند.. ، یک روز، اولین خیاط یه تابلو بالای مغازه اش نصب کرد. .
روی تابلو نوشته بود "بهترین خیاط شهر" ....
179مرغابی یا عقاب؟ انتخاب با شماست.هاروي مك كي مي گويد: «روزي پس از خروج از هواپيما، در محوطه اي به انتظار تاكسي ايستاده بودم كه ناگهان راننده اي با پيراهن سفيد و تميز و پاپيون سياه از اتومبيلش بيرون پريد..
178امسال زمستان سردی در راه است.
پائيز بود و سرخپوست ها از رئيس جديد قبيله پرسيدند كه زمستان پيش رو سرد خواهد بود يا نه. از آنجايي كه رئيس جديد از نسل جامعه مدرن بود از اسرار قديمي سرخپوست ها چيزي نياموخته بود...
177پیرمرد و پسر زندانی
پیرمردی تنها در مینه سوتا زندگی می کرد. او می خواست مزرعه سیب زمینی اش را شخم بزند اما این کار خیلی سختی بود. تنها پسرش که می توانست به او کمک کند در زندان بود...
176سگ نابغه
قصابی هنگام بستن مغازه اش سگی را دید که به طرف مغازه نزدیک می شود.مدتی سعی نمود که سگ را دور کند اما با تعحب دید کاغذی در دهان سگ است. کاغذ را گرفت. روی کاغذ این متن را نوشته بود: ...
175الاغی که بارش را به رودخانه انداخت
مردی بار سنگینی از نمک بر پشت الاغش گذاشته بود و به شهر می‌برد تا آنها را بفروشد. در مسیر به رودخانه ای رسیدند...
174 دعا                   در بازگشت از كليسا، جك از دوستش ماكس مي پرسد: «فكر مي كني آيا مي شود هنگام دعا كردن سيگار كشيد؟....
173
 گلدان
روزی دست پسر بچه ای که در خانه با گلدان کوچکی بازی می کرد، در آن گیر کرد و هر کاری کرد، نتوانست دستش را از گلدان خارج کند. به ناچار پدرش را به کمک طلبید....
172
مدیریت موفق شعبده بازی نیست.
يك روز رئيس يك شركت در رستوراني، واقع در مركز شهر ناهار مي‌خورد. وسط ناهار بود كه صداي آشناي 4 نفر را از غرفه كناري شنيد. بحث آنقدر شديد بود كه او نمي توانست استراق سمع نكند...
171
ناسا و مشکل خودکار
هنگامي ‌كه ناسا برنامه فرستادن فضانوردان به فضا را آغاز كرد، با مشكل كوچكي روبرو شد. آنها دريافتند كه خودكارهاي موجود در فضاي بدون ‌جاذبه كار نمي‌كنند. ...

صفحه  -  1  -   2   -  3
 

تمام حقوق مادی و معنوی مطالب این سایت برای گیلاس آبی -نرم افزارهای هوشمند مدیریتی- محفوظ است.
فعالیت اصلی این سایت در زمینه معرفی نرم افزارهای هوشمند مدیریتی | نرم افزار مدیریت پرسنل و مدیریت ارتباط با مشتریان |نرم افزار بانک مخاطبین سازمان | نرم افزار نگهبانی | نرم افزار crm می باشد.
Copyright ® 2011 GilaseAbi.org