مجموعه نرم افزار های هوشمند مدیریتی گیلاس آبی|آرشیو حکایات
 
آرشیو حکایات
 
139ملا نصرالدین و شیوه ی گدایی اش در بازار

ملا نصرالدين هر روز در بازار گدايي مي‌كرد و مردم با نيرنگي٬ حماقت او را دست مي‌انداختند...

138

خاطره ای از یک راننده اتوبوس شهری

مایكل، راننده اتوبوس شهری، مثل همیشه اول صبح اتوبوسش را روشن كرد و در مسیر همیشگی ...

137 بازدید از بیمارستان روانی
به هنگام بازدید از بیمارستان روانی، از روان پزشک پرسیدم چطور می فهمید ...
136

چراغ جادو

یک روز مسئول فروش، منشی دفتر و مدیرعامل یک شرکت برای نهار به سمت غذا خوری قدم می زدند...

135

اولين ديدار «امت فاکس»، نويسنده و فيلسوف معاصر، از رستوران سلف سرويس هنگامي که براي نخستين بار به آمريکا رفت.

وي که تا آن زمان، هرگز به چنين رستوراني نرفته بود در گوشه اي به انتظار نشست با اين نيت که از او پذيرايي شود...

134

ارزش انسان

یک سخنران معروف در مجلسی که دویست نفر در آن حضور داشتند، یک اسکناس بیست دلاری را از جیبش بیرون آور ...

133

گره باز کردن خدا

يك روز يك فقير نالان و غمگين از خرابه اي رد مي شد و كيسه اي كه كمي گندم در آن بود بر دوش خود ...

132

بهترین خاطره دوران تحصیل کوفی عنان

از کوفی عنان (دبیر کل سابق سازمان ملل وبرنده صلح نوبل) پرسیدند: بهترین خاطره ی شما از دوران تحصیل چه بود؟

131

بازی صندلی
 در مهد كودك هاي ايران 9 صندلي ميذارن و به 10 بچه ميگن هر كي نتونه سريع براي خودش يه جا بگيره باخته ...
130
كارمندي به دفتر رئيس خود مي رود و مي گويد:...

129

ساختمان كتابخانه انگلستان قديمي بود و تعمير آن نيز فايده اي نداشت...

128

چگونه به دیگران می نگریم

زن و مرد جوانی به محله جدیدی اسبا‌ب‌کشی کردند.روز بعد ضمن صرفصبحانه، زن متوجه شد..

127

رمز این عکس ها در چیست؟ ریچاردزالتمن مانندخیلی ازعکاسان پیش ازخود،به مناطق مختلف جهان سفر میکردتا...

126

مردی در کنار رودخانه‌ای ایستاده بود.ناگهان صدای فریادی را...

125

روزي بازرگان موفقي از مسافرت بازگشت و متوجه شد خانه و مغازه اش در غياب او...

124

روزنامه نگار و مرد کور روزي مرد كوري روي پله‌هاي ساختماني نشسته بود و كلاه و تابلويي را در كنار پايش....

123

تصویر پادشاه پادشاهی که یک چشمش کور بود ، روزی از هنرمندان پایتخت دعوت نمود که بیایند و...

122

پیرمرد بازنشسته باهوش يك پيرمرد بازنشسته، خانه جديدی در نزديكی يك دبيرستان خريد...

121

تعلق سازمانی در گذر از خیابانی که چند ماشین در آن پارک شده بود،رفتار جوانی نظرم را جلب کرد...

120

توانایی شكارچي پرنده سگ جديدي خريده بود، سگي كه ويژگي منحصر به فردي داشت...

119

کیفیت يكي از مسئولان پروژه ايجاد يك مركز فرهنگي، از اين مركز در حال ساخت بازديد كرد...

118

زمستان سرد

پائيز بود و سرخپوست ها از رئيس جديد قبيله پرسيدند كه زمستان پيش رو سرد خواهد بود

117

مدیر مسئولیت پذیر ماهواره ای که سقوط کرد و مدیری که مسئولیت آن را به گردن گرفت...

116

کشاورز نمونه کشاورز نمونه ای که رقیبان و همكاران او، کنجکاو شدند تا از راز موفقیت او با خبر شوند...

115

کارمند تازه وارد مردی که تازه به استخدام یک شرکت بزرگ در آمده بود و در روز اول ...

114

راهکار ساده برای مشکل پیچیده
در يك شركت بزرگ ژاپني كه توليد وسايل آرايشي را برعهده داشت...

113

تصمیم قاطع مدیریتی کارمندی که ماهی 2000 دلار حقوق می گرفت اما ...

112

معمار و پیر زن چند صد سال پيش، در اصفهان مسجدي مي ساختند. روز قبل از افتتاح مسجد...

111

مردی که سوار بر بالن بود و ناگهان یادش آمد ...

110

داستان مردی که بلد نبود پیانو بنوازد اما ...


                                                                           صفحه  -  1  -   2   -  3

تمام حقوق مادی و معنوی مطالب این سایت برای گیلاس آبی -نرم افزارهای هوشمند مدیریتی- محفوظ است.
فعالیت اصلی این سایت در زمینه معرفی نرم افزارهای هوشمند مدیریتی | نرم افزار مدیریت پرسنل و مدیریت ارتباط با مشتریان |نرم افزار بانک مخاطبین سازمان | نرم افزار نگهبانی | نرم افزار crm می باشد.
Copyright ® 2011 GilaseAbi.org