مجموعه نرم افزار های هوشمند مدیریتی گیلاس آبی|حکایات مدیریتی

آخرین حکایات
 
170
زندگی خروسی
كوه بلندي بود كه لانه عقابي با چهار تخم، بر بلنداي آن قرار داشت. يك روز زلزله اي كوه را به لرزه درآورد و باعث شد كه يكي از تخم ها از دامنه كوه به پايين بلغزد. بر حسب اتفاق آن تخم به مزرعه اي رسيد كه پر از مرغ و خروس بود...
169
پیله کرم ابریشم
نیکوس کازانتزاکیس نقل می کند که در دوران کودکی، یک پیله کرم ابریشم را بر روي درختی می یابد، درست هنگامی که پروانه خود را برای خروج از پیله آماده می سازد. اندکی منتظر می ماند...
169
چه تعداد از کارمندان خود را می شناسید؟
روزي مدير يكي از شركت‌هاي بزرگ در حاليكه به سمت دفتر كارش مي‌رفت چشمش به جواني افتاد كه در كنار ديوار ايستاده بود و به اطراف خود نگاه مي‌كرد.
168
فرهنگ ژاپنی
حکیمی در حال مراقبه بود. مردی به او نزدیک شد و گفت: مرا به شاگردی بپذیر! حکیم با انگشت خطی راست بر روی زمین کشید و گفت: کاری کن کوتاه به نظر آید! ...
167
نگهبانی از نیمکت
روزی لویی شانزدهم سربازی را کنار یک نیمکت در حال نگهبانی دید؛ از او پرسید تو برای چه اینجا قدم میزنی و از چه نگهبانی میکنی؟
سرباز دستپاچه جواب داد: قربان من را افسر گارد اینجا گذاشته و به من گفته خوب مراقب باشم! ...
166
رفتار قورباغه ای
اگر قورباغه‌اي را به همراه مقداري از آبي كه در آن زندگي مي‌كند در ظرفي بريزيد و آب را به آرامي گرم كنيد خواهيد ديد كه قورباغه به گرم شدن آب عكس‌العملي نشان نمي‌دهد تا آن كه آب جوش مي‌آيد و قورباغه ....
165
مشکل من و تختخواب
از همان دوران كودكي تا همين الان هم كه بزرگ شده‌ام، هميشه فكر مي‌كنم شبها كسي زير تختم پنهان شده است.خلاصه تصميم گرفتم به يك روانپزشك مراجعه كنم...
164
مانع یا فرصت
دو فروشنده کفش برای فروش کفش‌های فروشگاهشان به جزیره‌ای اعزام شدند. فروشنده اول پس از ورود به جزیره با حیرت فهمید که هیچ‌کس کفش نمی‌پوشد. فورا ...
163
جلسه موش ها
تعدادي موش در يك مزرعه زندگي مي كردند. موشها روزگار خوشي نداشتند چرا كه گربه اي در مزرعه بود كه آنها را شكار مي كرد. موشها در يك ترس هميشگي به سر مي بردند ...
162
چه چیزهایی را نمی بینید؟
در يك مطالعه پژوهشي درباره قوه مشاهده و ادارك انسان، نمونه‌اي از افراد ايستاده جلوي پيشخوان دريافت كارت پرواز در فرودگاه به عنوان آزمايش‌شوندگان انتخاب شدند. در اين آزمايش...
161
اسحاق مخالف

عالمي در ميان مردم محبوبيت زيادي داشت، همه مسحور گفته هايش مي شدند. همه، به جز اسحاق، كه هميشه با تفسيرهاي او مخالفت مي كرد و اشتباهات او را به يادش مي آورد...
160درد سازمانمان را پیدا کنیم

یک روز مریضی با حالتی درمانده نزد طبیب رفت و به او گفت که بیماری عجیبی به جانش افتاده و هر جای بدنش را که فشار می‌دهد دردی عظیم و جانکاه او را فرا می‌گیرد و این درد آنقدر زیاد است که به گریه می‌افتد. ...
159فیل سفید

نوع كميابي از فيل‌ها وجود دارند كه رنگ آنها قرمز-قهوه‌اي است و وقتي پوست آنها خيس باشد رنگ پوست، صورتي روشن خواهد بود. در زمان‌هاي دور در جنوب شرق آسيا، به اين نوع فيل‌ها، فيل سفيد مي‌گفتند و آن را مقدس مي‌شمردند ...
158لطفا جلسات درون سازمانی خود را کنترل کنید
یکشنبه بود و طبق معمول هر هفته رزی، خانم نسبتا مسن محله ، داشت از کلیسا برمیگشت …
در همین حال نوه اش از راه رسید و با کنایه بهش گفت:...
157پاسخ گورخر را بخاطر بسپار

از گورخر پرسیدم: آیا تو سیاه هستی با خط های سفید، یا كه سفیدی با خط های سیاه؟ و گورخر از من پرسید؟آیا تو خوبی با عادت های بد، یا بدی با عادت های خوب؟...
156مونتاژ دوچرخه
مردي از روي كاتالوگ، يك دوچرخه براي پسر خود سفارش داده بود. هنگامي كه دوچرخه را تحويل گرفت، متوجه شد كه قبل از استفاده از دوچرخه خودش بايد چند قطعه آن را سوار كند...
155رقیب شما کیست؟
وقتي روبرتو گويزوتا (Roberto Goizueta) در دهه 1980 مديرعامل كوكاكولا شد، با رقابت شديد پپسي مواجه شدكه باعث كاهش رشد سهم كوكا شده بود. مديرانش بر رقابت با پپسي متمركز شده بودند و ...
154آیا انتقاد می کنید یا؟
فردی چندین سال شاگرد نقاش بزرگی بود و تمامی فنون و هنر نقاشی را آموخت.استاد به او گفت که دیگر شما استاد شده ای و من چیزی ندارم ک به تو بیاموزم...
153
چند خارپشت دارید؟!
خارپشتی از یک مار تقاضا کرد که بگذار من نیز در لانه تو، مأوا گزینم و همخانه تو باشم. مار تقاضای خارپشت را پذیرفت و او را به لانه تنگ و کوچک خویش راه داد...

152

اسکناس 100دلاری
درست هنگامي كه همه مردم شهر در يك بدهكاري به سر مي‌برند و هر كدام بر منباي اعتبارشان زندگي را گذران مي‌كنند، يك مرد بسيار ثروتمندي وارد شهر مي‌شود...
151روزنامه نگار خلاق و مرد نابینا

روزی مرد کوری روی پله های ساختمانی نشسته بود و کلاه و تابلویی را در کنار پایش قرار داده بود. روی تابلو خوانده می شد: "من کور هستم، لطفا کمک کنید."

150مرگ یک همکار

یک روز وقتى کارمندان به اداره رسیدند ، اطلاعیه بزرگى را در تابلوى اعلانات دیدند که روىآن نوشته شده بود: دیروز فردى که مانع پیشرفت شما در این اداره بود درگذشت . شما را به شرکت درمراسم تشییع جنازه که ساعت ١٠ در سالن اجتماعات برگزار مى‌ شود دعوت مى‌ کنیم

149پادشاه و انتخاب وزیر شایسته

در یکی از روزها، پادشاه سه وزیرش را فراخواند و از آنها درخواست کرد کار عجیبی انجام دهند، از هر وزیر خواست تا کیسه ای برداشته و به باغ قصر برود و اینکه این کیسه ها را برای پادشاه با میوه ها و محصولات تازه پر کنند....
148

مشکل چاه آب و راه حل آن


در زمان‌های دور، روستایی بود که فقط یک چاه آب آشامیدنی داشت. یک روز سگی به داخل چاه افتاد و مرد...
147مرد میلیاردر
مرد میلیاردر قبل از سخنرانیش خطاب به حضار گفت: از میون شما خانوم ها و آقایون، کسی هست که دوست داشته باشه جای من باشه، یه آدم پولدار و موفق؟همه دست بلند کردند!

146


پسر كوچكی وارد مغازه ای شد، جعبه نوشابه را به سمت تلفن هل داد. بر روی جعبه رفت تا دستش به دكمه های تلفن برسد و شروع كرد به گرفتن شماره ...
145همه همسران من
روزی، روزگاری پادشاهی 4 همسر داشت. او عاشق و شیفته همسر چهارمش بود. با دقت و ظرافت خاصی با او رفتار می کرد و او را با جامه های گران قیمت و فاخر می آراست...
144
آلفرد نوبل از جمله افراد معدودی بود که این شانس را داشت تا قبل از مردن، آگهی وفاتش را بخواند! زمانی که برادرش لودویگ فوت شد، روزنامه‌ها اشتباهاً فکر کردند که نوبل معروف (مخترع دینامیت) مرده است...
143
مهندس متبحر

مهندسی بود که در تعمیر دستگاه های مکانیکی استعداد و تبحر داشت. او پس از 30 سال خدمت صادقانه با یاد و خاطره ی خوش بازنشسته شد...
142

افراد و آجرها


اگر دارای کارکنان جدیدی بودید و قصد داشتید تصمیم بگیرید که افراد در کدام یک از پست ها و نقش ها گماشته شوند، مراحل زیر را انجام دهید:

1-400آجر را در اتاقی بسته بگذار،2-کارمندان جدید را در اتاق بگذار و در را ببند،3-آن ها را ترک کن و بعد از 6ساعت برگرد؛ سپس موقعیت ها را تجزیه و تحلیل کن...

141بازی صندلی

در مهد كودك هاي ايران 9 صندلي ميذارن و به 10 بچه ميگن هر كي نتونه سريع براي خودش يه جا بگيره باخته و بعد 9 بچه و 8 صندلي و ادامه بازي يك بچه باقي بمونه...

140


توماس هیلر، مدیر اجرایی شرکت بیمه عمر ماساچوست، میو چوال و همسرش در بزرگراهی بین ایالتی در حال رانندگی بودند که...


صفحه  -  1  -   2   -  3

تمام حقوق مادی و معنوی مطالب این سایت برای گیلاس آبی -نرم افزارهای هوشمند مدیریتی- محفوظ است.
فعالیت اصلی این سایت در زمینه معرفی نرم افزارهای هوشمند مدیریتی | نرم افزار مدیریت پرسنل و مدیریت ارتباط با مشتریان |نرم افزار بانک مخاطبین سازمان | نرم افزار نگهبانی | نرم افزار crm می باشد.
Copyright ® 2011 GilaseAbi.org